تبليغاتX
آزاده رحمانی (افکار واشعار)
 بهار


نغمه

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپيدُ

برگهای سبز بيد

عطر نرگس، رقص بادشوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

 

نرم نرمک می رسد اينک بهار

 

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ‌ها و دشتها

خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها

خوش به حال غنچه‌های نيمه‌باز

خوش به حال دختر ميخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبريز از شراب

خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در اين روزگار

جامه رنگين نمی‌ پوشی بکام

باده رنگين نمی ‌بينی به جام

نقل و سبزه در ميان سفره نيست

جامت از آن می که می ‌بايد تهی است

ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم

ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار

گر نکوبی شيشه غم را به سنگ

هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ ...

سال نو پیشاپیش بر همه عاشقان مبارک..

|+| نوشته شده توسط آزاده رحمانی در سه شنبه بیستم اسفند 1387  |
 دوستانه

چرا خدای ما اونقد زیبا ومهربونه ولی بنده هاش ....

بعضی ها میگن تا بد نباشه خوب دیده نمیشه  ولی آخه چقد بد وبدی .

مگه اینجوری نیست که روح همه ما خدایی است پس اینقد فاصله از معبود برای چیه؟مگه این نیست همه ما فقط با یه کفن میریم به اون دنیا پس این همه  بدی به خاطرمال و مقام  برای چیه؟ما چه جوابی داریم به اوبدیم.تا حالا به این چیزا فکر کردین؟

تا میتوانی دلی بدست آر دل شکستن هنر نیست.

من مدیر یه نشریه سراسری ام .خیلی برای این نشریه زحمت میکشم ولی تا حالا نشده کسی حتی یکبار هم از من تشکر کنه یا به من خسته نباشید بگه.می خوام بگم

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم    

                            یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

اگه دوست داشتین در مورد نشریمون مطالبی بدونید بپرسین تا بگم.

 

 

|+| نوشته شده توسط آزاده رحمانی در دوشنبه هفدهم تیر 1387  |
 

باز باران با ترانه با گوهرهای فراوان...

بهارآمد تا با خود  دوباره زیباییها را به چشم ما پدیدار کند

آمد تا به ما بیاموزد میشود دوباره بهاری شد

وهمه گردوغبارها را در باران وجود خود شست و تازه شد.

بهار سخن زیبای خداوند است با بندگانش

که ای بندگان دوباره زنده شدن زمین را پس ازنا پیدا شدن  در زمستان ببینید و مرا یاد کنید

مرا که در همه احوال با شمایم ولی شما ...

زیر باران باید رفت   جور دیگر باید دید.

سال نو بر همه شما مبارک...

|+| نوشته شده توسط آزاده رحمانی در شنبه دهم فروردین 1387  |
 عاشورا

کم نیستند کسانی که نمی دانند که کربلا قلب زمین است وعاشورا قلب زمان و بسیار اند نویسندگانی که کوچه پس کوچه های خیال و حقیقت را گشته و کاویده اند اما هنوز به حقیقتی که چونان الماسی درخشان در زیر شن های تاریخ می درخشدپی نبرده اند..

امام حسین (ع) زرگر حقیقت است ؛ قله ای که حماسه کوهپایگی حقیقتش را عهده دار شده است.

گفتار جاودانه او که: اگر دین ندارید آزاده باشید.. پس از گذشت نزدیک به چهارده قرن متوالی باز بر حقیقت خودش اصرار می ورزد و میرود تا در کنار مانایی خود در بلندای والاترین تفکرات  روزگاران بنشیند چرا که خطاب امامت به انسانیت باز چیزی جز این نیست که اگر دین ندارید آزاده باشید که انسانیت از افق آزادی طلوع میکند.

او در قیامی که وجودش را بر سر آن نهاد حیات را به جای تراژدی ، حقوق بشر را به جای اسطوره ، انسان را به جای تایخ عرضه داشت. زندگانی آن امام همام ، زندگی قهرمانی است  که شالوده آن  معنای قهرمانی را دگرگون نموده است سخن از انسانی است که عظمتش فراسوی نرمال است و زمان در گوشه از هدف او به سجده رفته است.راه او بسیاری از مسائلی را که از کلمه تجاوز نمی کرد در گوشه ای از خود مچاله کرده است بر خلاف کسانی که می اندیشند  راه او خونین است  راه او خونین نیست بلکه در جای از خود به خون  آبرو و اعتلا می دهد.

واژه ها برای رساندن بهره ای که امام حسین از حقیقت برده است کم میآورند  با این حال حسین ابن علی (ع) در کاروان حق طلبی  قافله سالاری پیشروست که برای ادای حق پیشروی اش تفکراتی طولانی لازم است تا مگر اندکی از حقش ادا شود.

السلام علیک یا ابا عبدالله ابن الحسین

سالروز شهادت سومین اختر تابناک امامت و ولایت امام حسین (ع) و یاران وفادارش برپیشگاه امام زمان (عج) و بر  شما تسلیت عرض مینمایم...

|+| نوشته شده توسط آزاده رحمانی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386  |
 مادر

مادر ای مهربان

ای همه زیبایی وخوبی ،جهان برای توست ،بهشت زیر پای توست.

تو از برگ گل نازکتری و از آب روان شفاف تر .تو از چه جنسی هستی  ، شیشه،بلور ، طلا، مروارید نه هیچ کدام از اینها گوشه چشمان آفتابی تو هم نمی شود.

دلت از جنس آفتابه ولی قلبت از شیشه نازک تر.

تو مهربانی وزیبا عاشقی وبی پروا.

برق چشمان زیبایت همیشه در چشمانم نمایان است.

صدای زیبایت همیشه در گوشم نجوا میکند ...لالا لا لا ..هیچ چیز به اندازه ضربان قلبت به قلب کوچکم آرامش نمیداد.تنها در آغوش تو بود که من پادشاه جهانیان می شدم.ولی فرمانروایی من بیشتر از چند دقیقه طو ل نمیکشید زیرا..

مادر من چهره زیبای تورا همیشه در ماه می بینم شاید تو جزئی از ماه باشی و شاید ماه جزئی ازتو..

تو آن شمعی  که میسوزی تا اطرافت روشن باشد ولی نمیدانی که اگر خاموش شوی تمام عالم خاموش وسرد می شود ..

دوستت دارم برای همیشه.

تو که اینقدر وصف نا پذیری پس من چگونه خالقت را وصف کنم.

بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدای اورد   ورنه سزاوار خداوندیش کس نتواندکه به جای آورد.

|+| نوشته شده توسط آزاده رحمانی در چهارشنبه هفتم آذر 1386  |
 پاییزی

پاییز دوباره باهمه زیباییهاش اومد.اومد تا ما دوباره یاد دلتنگیها وخاطرات زیبای پاییزیمون بیفتیم.خاطراتی که یادش همیشه شیرینه .قدم روی برگای سبز ونارنجی با زمین خیس و غروبی دلتنگ،با یاد خدایی زیباتر که همیشه با ما بوده وهست حتی اگه ما اورا از یادمون ببریم.

الا باالذکرالله تطمئن القلوب.

خدایا هیچ وقت حتی برای یک لحظه منا با خودم تنها نزار..

خدایا هیچ زیبایی وخوبی و مهربونی را بدون حضور تو نمی خوام..

خدایا آخرین پاییز عمرم را بهترین فصل عمرم قرار بده وکمکم کن تا به همه کمک کنم..

آمین یا رب العالمین...

|+| نوشته شده توسط آزاده رحمانی در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386  |
 برفی

 

روز
به پایان می رود
با دغدغه های بی نام
 در نارنجی هر غروب
 و باز
 سفره ی ماه
 تکه ای نان و امید
 و لحافی بر سر
 تا فردای دگر

فردایی با تکه های برف سفیدتر و غروبی  دل انگیز تر

چگونه می توان این غروب برفی را به تصویر کشید 

چگونه می توان خالق چنین تصویری را تجسم کرد

چگونه می توان او را پرستید

پرستیدنی همچون این تصویر ....

به امید  فردایی

با تکه نانی

 و امیدی وغروبی و برفی زیبا...

هوالمحبوب

|+| نوشته شده توسط آزاده رحمانی در چهارشنبه چهارم مهر 1386  |
 دعا

" بخشي از دعاي امام سجاد عليه السلام در طليعه ماه مبارک رمضان "

 

سپاس خدايي را که ماه رمضان را بر امت اسلام اهدا نمود و آن را ماه پاکيزگي و تصفيه از گناهان قرار داد.

او که ماه رمضان را، ماه قيام – براي نماز در شبها – و يکي از راههاي احسان قرار دارد.

خدايي که اين ماه را بر ماههاي ديگر برتري داد و آن را گرامي داشت و فضايل را درآن هويدا نمود.

خدايا ! ما را در شناخت اين ماه و اداي حقش و دوري گزيدن از اعمال حرام توفيق ده، تا از دستان و پاهايمان در راه حرام استفاده نکنيم ، مال حرام نخوريم و زبانمان جز به بيان گهرهاي قرآن ، پيامبر اکرم و ائمه معصومين عليه السلام گشوده نشود.

پروردگارا ! ما را دراين ماه بر اوقات نمازهاي يوميه و احکامش موفق فرما ، ما را در نماز همچون کساني قرار ده که مراتب شايسته آنرا يافته اند .

الهي ! به ما توفيق عنايت فرما که دراين ماه با نيکي و بخشش فراوان ، با خويشان خود رفتار نمائيم و با احسان از همسايگان جويا شويم.

خدايا ! کمک کن که مال خود را خالص و آراسته نماييم .

الهي! توفيق ده که دراين ماه به سوي تو تقرب جوييم .

بار خدايا! ما را درتوحيد و عدم شرک نسبت به خود ياري فرما.

بار الها ! هر روز که از ماه رمضان مي گذرد و ازآن کاسته مي شود ، از گناهان ما بکاه و با به پايان رسيدن روزهايش ، بديها و گرفتاريها را دفع نما.

پروردگارا! اگر دراين ماه از راه راست عدول نموديم، ما را هدايت فرما.

خدايا ! به عدد تمامي کساني که دراين ماه بر آنها درود فرستاده اي و چندين برابر آنها که فقط خود قادر به شمارش آن هستي بر ما درود فرست.

 
 
آمین یا رب العالمین....
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 آمین یا رب العالمین....
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
|+| نوشته شده توسط آزاده رحمانی در جمعه بیست و سوم شهریور 1386  |
 ِشب مهتابی
 

بی تو مهتا ب شبی باز از آن کوچه گذشتم ...

 شب ..ماه تابان..ستاره های درخشان...ویه کلبه زیبا ویک نفر پر از خاطره خاطره هایی که هیچ وقت فراموش نمی کند .فراموش نمی کند که یک روز با خانواذه اش اینجا بود وحالا تنهای تنها..بدون هیچ یار ویاور جز خدا... وکسانی که همه چیز دارند واو را ندارند چه دارند ..وکسانی که هیچ ندارند فقط او را دارند چه کم دارند. ...

خدایا هیچ وقت منا تنها نزار... .الا با الذکر الله تطمئن القلوب..  

|+| نوشته شده توسط آزاده رحمانی در شنبه هفدهم شهریور 1386  |
 
پسر کوچک از سرما به خود میپیچید ... واز شدت گرسنگی در سرمای زمستان رنگش زرد شده بود .. مادر بی چاره با دیدن این صحنه اشکش بیشتر جاری میشد .. او چشم به دور دست دوخته بود  تا شاید ... ناگاه مردی رااز دور دید  که مقداری نان و خوردنی در دست داشت  پسر کوچک فریاد زد پدر آمد ..بله سرما وطوفان نمی گذاشت چهره پدر خوب دیده شود ...پدر دوستت دارم ....یا علی

|+| نوشته شده توسط آزاده رحمانی در سه شنبه نهم مرداد 1386  |
 
 
بالا